1.اطلاعرسانی غيرقابل كنترل
اطلاعاتی كه اكنون از طريق فكس، اينترنت (پست الكترونيكی و وب سايتها) و ماهوارهها ارسال میشود كمتر از طرف حكومتها قابل كنترل است. در عصر جديد، شهروندانی كه توانايی تهيه لوازم مربوط به اينترنت را در اختيار دارند، به راحتی میتوانند اطلاعات روزآمد را از آن سوی جهان دريافت دارند و در همان حال اطلاعاتی نو توليد كرده و در اختيار مخاطبان خود قرار دهند. رسانههای الكترونيک جديد مرزها را شكسته است و حكومتها كاری در اين زمينه نمیتواند بكنند. اطلاعرسانی به شيوه جديد سبب شكستن انحصار رسانههای داخلی شده و افراد را قادر میسازد منبع اطلاعاتی خويش را تعيين كنند. كشورمان ايران به هيچوجه در اين خصوص نمیتواند اطلاعات را كنترل كرده و به دلخواه خود در دسترس مخاطبانش قرار دهد. زمان به نفع تكنولوژیهای جديد ارتباطی و به زبان شيوههای سنتی و انحصاری اطلاعرسانی در ايران است.
2.ظهور انسانهای با تابعيت بينالمللی
شيوه جديد اطلاعرسانی به نوبه خود سبب آگاهیهای جديد شده و انسانهای نو میآفريند. اطلاعاتی كه در عصر دوم رسانهها توليد و عرضه میشود، غالباً مخاطبان فراملی و بينالمللی دارد. انسانهای بیشماری با “ديگران” و “غريبهها” ارتباط برقرار كرده و تبادل اطلاعات میكنند. به همين جهت اين شيوه اطلاعرسانی فرهنگ خاصی (جهانی و غربی) را ترويج میكند و مخاطبان (مصرفكنندگان) اندكاندک بيش از آن كه خود را متعلق به قوم، فرهنگ و كشور خاصی بدانند، خود را انسانی با تابعيت جهانی و بينالمللی خواهند ناميد. انسانهای عصر دوم رسانها، با وجود فاصله فيزيكی بسيار، میتوانند به يكديگر بسيار نزديک شوند. يک ايرانی ممكن است بيش از آنكه با همسايه خود دوست باشد، با يک آمريكايی يا خارجی كه هميشه با او از طريق اينترنت در ارتباط است دوست شود.
3.رواج فرهنگ جهانی (و غربی) در ايران
فرهنگ غربی و خصوصاً آمريكايی كه امروزه به عنوان فرهنگ جهانی در سراسر گيتی شهرت يافته است، از طريق وسايل الكترونيكی جديد در حال گسترش است. تلويزيونهای ماهوارهای (خصوصاً به دليل آنكه اكنون سيستم آن از آنالوگ (Analog) به ديجيتال (Digital) در حال تغيير است و از اين پس شهروندان سراسر جهان میتوانند با كمک آنتنهای بشقابی بسيار كوچک همزمان به تماشای چند ده كانال بنشينند كه غالباً به زبان انگليسی برنامه پخش میكنند و فيلمها و شوهای آمريكايی نمايش میدهند و شبكه خبری C.N.N و B.B.C در آن ميدانداری میكنند، همگی چيزی جز ترويج فرهنگ غربی را در دستور كار خود ندارند. اينترنت نيز در اين زمينه دست كمی از تلويزيونهای ماهوارهای ندارد. كه وسايل هماكنون به قدری در ايران نفوذ كردهاند كه صرفاً يک مورد از اثرات فرهنگی آنها را در پيروی شهروندان ايرانی از مدهای مختلف لباس و موی ورزشكاران غربی و هنرپيشههای معروف هاليوود میتوان مشاهد كرد. موسيقی در اين خصوص نيز جای خود دارد. رواج فرهنگ غربی در ايران به گونهای است كه به نظر میرسد در آينده نهچندان دور تبديل به “فرهنگ برتر” شود.
4. تغيير هويت نزد جوانان
نفوذ سريع و گستردة وسايل الكترونيكی جديد و در همان حال، بسته بودن فضای فرهنگی كشور سبب شده است تا تغيير هويت نزد جوانان ايرانی خيلی زود حادث شود. رسانههای الكترونيكی جديد از نظر هويتی وضعيت تازهای ايجاد كرده كه بسياری از جوانان كاربر اين وسايل در ايران هماكنون مثل غربيان رفتار میكنند، لباس میپوشند (و موسيقیهای آنها را گوش میكنند). اين وسايل در آينده نهچندان دور، كاربران آن را در ايران منفعل و از نظر ذهنی كاملاً وابسته به غرب خواهد ساخت. هويتی را كه رسانههای الكترونيكی جديد ترويج ميكنند و در صدد ساختن آن هستند، هويت فراملی و احتمالاً هويت غربی است. اين هويت میتواند با هويت ملی ايرانی در تضاد قرار بگيرد.
5. افزايش نابرابریها و طبقاتیشدن بيشتر
هرچند گفته میشود وسايل الكترونيكی جديد ارزان و در دسترس است، اما بايد به خاطر داشت كه به هر حال اين وسايل و استفاده از خدمات آنها هزينههايی در بر دارد و همگان نمیتوانند از آنها استفاده كنند. تحصيلكردگان (بالا)، ثروتمندان و شهرنشينان و خصوصاً شهروندان تهرانی عمده استفادهكنندگان اين وسايل در حال حاضر هستند. از اينرو دانشجويان، فقرا، روستانشينان، ساكنان شهرهای كوچک و به طور كلی اقشار آسيبپذير جامعه كمتر توانايی استفاده از اين وسايل را خواهند داشت. اين امر سبب میشود كه يک قشر همچنان مثل گذشته بيشتر از امكانات (و حال امكانات اطلاعاتی) استفاده كند و خود را از هر لحاظ روزآمد و همگام با فرهنگ روز جهان نگه دارد و اقشار ديگر از دسترسی به آن محروم باشند و توانايی استفاده از آن را نداشته باشند.
6. زبان
يكی از مواردی كه در بحث پيامدهای وسايل الكترونيكی بايد آن را جدا از مباحث ديگر فرهنگی، به طور مجزا مدنظر قرار داد، زبان است. در رسانههای الكترونيكی جديد، غالباً زبان انگليسی سلطه دارد و میخواهد خود را به همه (فرهنگ) كشورها از جمله ايران تحميل كند. نفوذ و گسترش زبان انگليسی از طريق تلويزيونهای ماهوارهای و اينترنت در جای خود میتواند مهمترين تهديد عليه زبان فارسی قلمداد شود.
7. فقدان سانسور
رسانههای الكترونيكی جديد از قوانين ملی كشورهای مختلف پيروی نمیكنند و از اين رو قانونمند و مرزپذير نيستند. عدم پيروی از مقررات دولتها سبب شده است كه اين وسايل ماهيتی جهانی و غيرمتمركز پيدا كرده و دستاندركاران آنها مطابق اميال و سليقههای خود عمل كنند. از اين رو آنها برنامهها را مطابق ميل خود (يا ميل مخاطبان خود) میسازند و روی آنتن میفرستند. فقدان سانسور در اينترنت نيز مانند تلويزيونهای ماهوارهای اطلاعات طبقهبندی شده و حتی تصاوير مغاير شئونات اخلاقی (پورنو گرافيك) را به راحتی در دسترس استفادهكنندگان قرار میدهد. اين امر خصوصاً برای كشورهايی مانند ايران كه از نظر فرهنگی دارای سيستمی بسته هستند میتواند بسيار خطرناک و افسونگر باشد.
8. رواج فردگرايی و انزواطلبی
وسايل الكترونيكی جديد در مجموع سبب رشد فردگرايی و انزوای اجتماعی اقشار استفادهكننده آن خواهد شد. استفادهكنندگان اين وسايل زمانهای طولانی را با آنها میگذارنند و در گوشهای با خيالپردازی و بازيگوشی و به دور از هر گونه سروصدا و مزاحمت در دنيای خود سير خواهند كرد. اين وسايل نوع جديدی از مناسبات اجتماعی را در ايران و در نزد اقشار استفادهكننده، به دنبال خواهد داشت كه در مجموع منجر به افزايش كنشهای فردی و ظهور انسانهای منزوی، گوشهگير و كمتحرک میشود. اين انسانها بعدها از نظر ارتباطی با ديگر شهروندان مشكل پيدا خواهند كرد و جامعه را درگير يک تضاد ميانكنشی خواهد ساخت. رواج و گسترش وسايل الكترونيكی جديد در ايران منجر به افزايش انسانهای گوشهگير، كمتحرک و منفعل خواهد شد.
چالش سياسی
ترديدی نيست كه پيامدهای فرهنگی و اجتماعی رسانههای الكترونيک جديد در ايران را میتوان با ذكر موارد ديگر، همچنان برشمرد. اما آنچه كه در اين بحث مورد توجه بوده است، بيشتر پيامدهای فرهنگی و اجتماعی رسانههای الكترونيک جديد به عنوان يک مسأله جديد است. اين مسأله، خصوصاً در شرايطی كه فرهنگ تبديل به كالا شده و مرزها را درنورديده و هر كجا كه تقاضا برای آن وجود داشته باشد وارد میشود و در شرايطی كه كشورمان به طور رسمی وارد مبادلات فرهنگی جهان نشده و دور خود حصار كشيده و از سيستم بسته فرهنگی دفاع میكند، بيشتر جلب توجه میكند. جهان، وارد عصر تازهای شده است كه در آن رسانههای الكترونيک جديد حاكميت پيدا كردهاند. اين رسانهها، مرزها را شكسته و هر جا كه بخواهد وارد میشوند. همچنين اين رسانهها، كالای ديگری جز كالاهای فرهنگی و اطلاعاتی عرضه نمیكنند. رسانههای جديد در همه كشورهای جهان، در درجه اول روی گروههای مرجع و نخبگان فكری، فرهنگی و… تأثير میگذارند و اينها نيز دنبالهروها و پيروانی دارند كه از الگوهايشان پيروی میكنند. به عبارت ديگر فرهنگی را كه رسانههای جديد در صدد ترويج آن هستند خيلی سريع در تمام كشورها و از جمله در كشور ما رواج میيابد و فرهنگ ما را به چالش میكشد. رسانههای جديد، وارد شده و ريشه دواندهاند، بنابراين راه درست مواجهه با چنين ورود بیوقفهای شناخت آن و برخورد علمی و آگاهانه با جلوههای آشكارآن است
